آقامجتبی میگوید: یک شب برای خوشحالی بچهها، ملافهای روی سرم کشیدم و در پادگان راه افتادم. به سرگروهبان کشیک که رسیدم، از ترس زبانش بند آمد و به طرف دفترش فرار کرد. او فردای آنروز گفته بود باید تعداد نگهبانان را دوبرابر کنیم!
محله
قدس
محله قدس که نام آن برگرفته از «شهرک قدس» است، تا پیش از انقلاب در میان مردم به «کلاته بوغه» معروف بود. نام «مزرعه کلاتچه بوغا» از دوره افشاری در وقفنامهها دیده میشود. کتاب جغرافیای تاریخی شهر مشهد، مزرعه کلاته بوقه و سمزقند را با هم معرفی کرده و گفته که ساکنان این دو مزرعه همگی اهل هرات و نیشابور بودند که اکنون بیشترشان کُرد هستند.
مهدی میرجانی، نوجوان سیزدهساله ساکن محله قدس، در چهارسالگی برای اولینبار، مؤذنی مسجد محلشان را انجام داده است او همچنین عنوان کوچکترین مؤذن مسابقه را کسب کرده است.
خانمهای همسایه ساکن کوچه رشید۲۸ محله قدس، در حسینیه حضرت رقیه (س) برای اولینبار با هم آشنا شدند و این آشنایی در خدمت و کمک به افراد گرفتار و نیازمند محله به دوستی عمیقی تبدیل شده است.
محمدمهدی کاراته را از نهسالگی در باشگاه مسجد محلهشان شروع کرد. هفتسال از آن زمان گذشته و او موفقیتهای ورزشی خود را مدیون تلاش مضاعفی میداند که انجام داده است.
قدیمیترین سند یافتشده که در آن از کلاتهبوغا یاد کردهاند، سندی مربوط به دوره صفویه است. بعدازاین دوره، تعداد اسناد درباره کلاتهبوغا افزایش مییابد؛ اسنادی که عموما به تعمیر قنات مربوط میشود.
یکی از خانمهای ساکن در شهرک قدس میگوید: در بعضی محلهها مردم از حضور تعمیرگاه در محلهشان شاکی هستند، اما در محله ما این تعمیرگاهها برای خانمهای محله امنیت به همراه دارد.
حسنزاده، یکی از فعالان فرهنگی شهرک قدس که یک طبقه از منزل مسکونی خود واقع در چراغچی ۲۷ را با هدف گسترش و نشر فعالیتهای مذهبیفرهنگی به حسینیه حضرت رقیه (س) اختصاص داده است.
کتاب جغرافیای تاریخی شهر مشهد، مزرعه کلاته بوقه و سمزقند را با هم معرفی کرده و گفته که ساکنان این دو مزرعه ۲۴ خانواده و همگی اهل هرات و نیشابور بودند.
محله کلاتهبوقه هرچند در گذشته روستایی کوچک و کمجمعیت بوده است، اهالیاش به غیرت و سلحشوری مشهور بودند و زیر بار ظلم نمیرفتند.
طاهره سادات زرقانی یکی از سمنوپزهای محله شهرک قدس است، او از روزهای ابتدایی شروع کارش میگوید: چندین مرتبه گندمها را خیس کردم تا جوانه بزند، اما هر بار گندمها یا پلاسیده میشد و یا بو میگرفت
علی حبیبینژاد میگوید: آنهایی که باید گوش بدهند، گوش نمیکنند. برای آنها فقط تعریف و تمجید و گرفتن عکس درکنار ورزشکاری که مدال آورده، کافی است. عکس یادگاریشان را که گرفتند، میروند.
بهدلیل جو حاکم بر باشگاه و استرس ناشی از آن، سوگل در نخستین تجربه نتوانست مقامی کسب کند، اما این ناکامی باعث ناامیدی او نشد. سوگل تمرینات را ادامه داد تا در دومین میدان با کمربندی که حالا زرد شده بود، موفق به کسب مقام دوم استان در رده نونهالان شود.